![]() |
![]() |
|
| عشقولانه |
|
در دل خسته ام چه مي گذرد ؟
اين چه شوري است باز در سر من ؟ باز از جان من چه مي خواهند ؟ برگ هاي سپيد دفتر من ؟
من به ويرانه هاي دل چون بوم روزگاريست هاي و هوي دارم شيوني دردناك و روح گداز بر سر گور آرزو دارم
اين خطوط سياه سردرگم دل من . روح من . روان من است آنچه از عشق او رقم زده ام شيره ي جان ناتوان من است
سوز آهم اثر نمي بخشد دفتري را چرا سياه كنم ؟ شمع بالين مرگ خود باشم ؟ كاهش جان خود نگاه كنم ؟
بس كنم اين سياهكاري . بس ! گرچه دل ناله مي كند . بس نيست ! برگ هاي سپيد دفتر من از شما رو سياه تر كس نيست .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 22:10 توسط هلما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به شکوفایی گل
به نسیم سحرگاه سوگند به غزل های وصال به چراغانی شب به نفس های تو در دهکده ی خاموشی به دل آرایی شب بو به هنرمندی آب به بیابان خدا دامن پر گل باد به چمن زار طبیعت به درختان سوگند به نشاط بشری به صداقت , دوستی به شب و روز و سیاهی و سپیدی سوگند این همه خلقت او از برای من و توست از برای نفس هر انسان و هر آن زیبایی که در این عالم هست و خدای دوستی و همه عشق و محبت از برای من و توست سینه ات پر کن از این گوهر خوش طینت خلق سینه ات پر از این آیینه ی مهر و صفا این همه هدیه به خلق و کجاست شکر و سپاس ؟؟؟ از برای این همه لطف خدا ؟؟؟ |
| پیوندهای روزانه |
|
NEVESHTE از آنتونی رابینز تا موفقیت روانشناسی دنياي رياضيات عشق فلسفی..سیاستی عاشقانه Relaxation آخ دلم . نشكني ها ... زن و زیبایی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|