![]() |
![]() |
|
| عشقولانه |
|
از نبودنت می ترسم وقتی تو نگام نشستی
آخه تو شدی تمام رگ و پوست و هرچی هستی آخه حس رفتن تو به من حس مرگ می ده تو برو غمت نباشه مرگ یه برگ رو کی دیده ؟
به جون هرچی ستاره ست می خوامت هرلحظه هربار اما تو هستی و نیستی اینه راه و رسم اجبار بی تو زندگی چه سخته قصه هام قصه ی درده تک درخت سبز عشق هم بی تو بی روحه و زرده
شیطنت های نگاهت وقتی می شد آینه ی دق بگو کی رسید به داد من بی قرار عاشق ؟ هرکی و هرکسی هستی رفتی تو عمق وجودم دارم از عشقت می سوزم کاشکی عاشقت نبودم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 22:20 توسط هلما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به شکوفایی گل
به نسیم سحرگاه سوگند به غزل های وصال به چراغانی شب به نفس های تو در دهکده ی خاموشی به دل آرایی شب بو به هنرمندی آب به بیابان خدا دامن پر گل باد به چمن زار طبیعت به درختان سوگند به نشاط بشری به صداقت , دوستی به شب و روز و سیاهی و سپیدی سوگند این همه خلقت او از برای من و توست از برای نفس هر انسان و هر آن زیبایی که در این عالم هست و خدای دوستی و همه عشق و محبت از برای من و توست سینه ات پر کن از این گوهر خوش طینت خلق سینه ات پر از این آیینه ی مهر و صفا این همه هدیه به خلق و کجاست شکر و سپاس ؟؟؟ از برای این همه لطف خدا ؟؟؟ |
| پیوندهای روزانه |
|
NEVESHTE از آنتونی رابینز تا موفقیت روانشناسی دنياي رياضيات عشق فلسفی..سیاستی عاشقانه Relaxation آخ دلم . نشكني ها ... زن و زیبایی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|